سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
 
 
نیا گل نرگس جهان که جای تو نیست

نیا گل نرگس جهان که جای تو نیست


دو صد ترانه به لبها یکی برای تو نیست


نیا نیا گل نرگس که در زلال دلی


هزار آینه نقش و یکی ز خال تو نیست


نیا نیا گل نرگس تو را به خاک بقیع


که شهر ما نه مُهیای گامهای تو نیست


نیا نیا گل نرگس به آسمان سوگند


قسم به نام و نهادت دلی برای تو نیست


نیا نیا گل نرگس ز رنجمان تو مکاه


کسی ز خلق و خلائق فدای راه تو نیست


نیا نیا گل نرگس بدان و آگه باش


که جای سجده گه ِ ما هنوز مال تو نیست


نیا نیا گل نرگس که چون علی تنها


به فجر صبح ظهورت کسی کنار تو نیست


نیا نیا گل نرگس به مجلس ندبه


که ندبه ، ندبه خرقه است و پایگاه تو نیست


نیا نیا گل نرگس دعای عهد کجاست؟


نه این نماز جماعت به اقتدای تو نیست


نیا نیا گل نرگس به جان تشنه عشق


دعا دعای ظهور است ولی برای تو نیست


نیا نیا گل نرگس سقیفه ها برپاست


ردای سبز خلافت ولی برای تو نیست


نیا نیا گل نرگس به مادرت زهرا


کسی برای شهادت به کربلای تو نیست


نیا نیا گل نرگس نیا به دعوت ما


هزار نامه کوفی یکی برای تو نیست


نیا نیا گل نرگس فدا شوی مولا


برای عصر عجیبی که خواستار تو نیست


علی اکبر رائفی پور



ن : سمانه حسینی
ت : سه شنبه 89/8/11
سه گام برای بیعت با امام زمان علیه السلام

در مکتب تشیع دو مقوله دعا و زیارات وجود دارد که در دیگر مکاتب وجود
ندارد و یا بسیار کم‌رنگ می‌باشد. دعا و زیارات نقش بسزایی در رشد و تعالی
انسان دارند که به این نعمت عظیم در مکتب تشیع توجه بسیار شده است. زیارات
بسیاری، از سوی معصومین علیهم السلام به ما رسیده است که بدان وسیله ائمه
اطهار زیارت می‌شوند که متن آنها بسیار غنی هستند. در این متون علاوه بر
سلام و احترامی که به ایشان ابراز می‌نماییم به کسب معرفت نسبت به این
بزرگواران می‌پردازیم. مثلاً جامعه کبیره که دنیای معرفت در باب اهل بیت
علیهم السلام می‌باشد و سفارش بسیار شده که در حرم‌های مطهر ائمه اطهار
علیهم السلام با این دعا ایشان را زیارت بنماییم. و حتی در مورد عظمت این
زیارت از قول علامه امینی رحمة الله علیه ذکر شده که اگر کسی به زیارت
جامعه کبیره اشراف داشته باشد بی‌سواد نیست. یعنی نسبت به دین و ائمه
اطهار معرفت دارد. نتیجه این که زیارات، نقش بسیار مهمی در کسب معرفت و
بالندگی انسان دارد .



ن : سمانه حسینی
ت : سه شنبه 89/8/11
خاضعانه به پیشگاه پروردگار ...


سالها بود که مردم این ذکرها را درست نشنیده‏ بودند و وقتی آن حال الهی امام (علیه السلام)را دیدند که منقلب شده و خودش را در حضور پروردگارش می‏برد تا نماز عید فطر بخواند و اشک های مبارکش جاری است، کمی بیشتر به خود آمدند. در این هنگام بود که با حالت خضوع و خشوع، با معنویت تمام و در حالی که اشکهایشان جاری بود، همراه ایشان فریاد کردند: "الله اکبر، الله اکبرُ علی‏ ما هدانا و له الشکر علی‏ ما اولانا ..."(1)
آری خلفا سال‌ها بود که نماز عید فطر و عید قربان می‏خواندند؛ اما روش نماز خواندن به تدریج تغییر کرده بود و طبق سیره پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) عمل نمی‌شد. کم کم دربار و رفتار و منش خلفا مانند دربارهای مجلل و پر زرق و برق حکام ساسانی ایران و قیصرهای روم شده بود. به‌هنگام نماز عید فطر، خلیفه با جلال و شکوه خاص و با هیمنه سلطنتی، سوار بر اسبی که گردنبند طلا یا نقره داشت می‌گشت و با شمشیری زرین در دست، می‏آمد. سپاه نیز از پشت سرش می‏آمدند؛ درست مثل این که می‏خواهند رژه نظامی بروند.
اما این بار قضیه فرق داشت. امام رضا (علیه السلام) قرار بود نماز عید فطر را بخواند. البته با یک شرط مهم!
مأمون به حضرت رضا (علیه السلام) اصرار داشت که می‏خواهم نماز عید فطر را شما بخوانید؛ اما امام (علیه السلام) فرمود: من ابتدا با تو شرط کردم که در ولیعهدیِ تو فقط اسمی از من باشد و من کاری نکنم. مأمون گفت: نه آقا! من خواهش می‏کنم. شما از نماز هم ابا می‏کنید؟! این که یک کار مرتبط با مردم نیست که بگویید پای ظلمی در کار می‏آید. لااقل همین یک نماز را شما بخوانید. امام(علیه السلام) فرمود: من به یک شرط حاضرم؛ من نماز می‏خوانم اما با سیره جدم و پدرم، نه با سیره شما. مأمون که فکر می‏کرد کاری را به عهده حضرت رضا (علیه السلام) گذاشته تا مردم بگویند پس امام رضا (علیه السلام) عملا در حکومت دخالت کرده، گفت: بسیار خوب، به هر سیره و روشی که می‏خواهید بخوانید.
روز عید فطر فرا رسید. امام رضا (علیه السلام)به اطرافیان خود فرمود: لباس های عادی بپوشید، پاها را برهنه کنید. دامن عباها و آستین هایتان را بالا بزنید و ذکرهایی را که من می‏گویم شما هم بگویید. حالتتان حالت خشوع و خضوع باشد. ما به پیشگاه خداوند می‏رویم، توجهتان به خدا باشد. ذکرها را که می‏گویید، خدا را درنظر بگیرید. امام عمامه‏اش را بست به همان شکلی که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می‏بست. لباسش را نیز به شکلی که آن حضرت می‏پوشید، پوشید. عصا را به شکل جد خویش به دست گرفت و با حالت خضوع و خشوع از داخل منزل بیرون آمد و در بدو خروج، با صدایی بلند این گونه می‌فرمود: "الله اکبر، الله اکبرُ عَلی‏ ما هدانا و لهُ الشکر علی‏ ما اولانا ..."
امام(علیه السلام) این تکبیر را می‏ فرمود و اطرافیان هم تکرار می‏کردند. کم کم صدای هیمنه الله اکبر شهر مرو را پر کرد. امام می‏فرمود: "الله اکبر" و شهر یکپارچه فریاد می‏زد: "الله اکبر". حتی فرماندهان سپاه و سران قبایل که از طرف مأمون آمده بودند تا پشت سر علی بن موسی الرضا (علیه السلام) نماز عید فطر بخوانند و به سیره سال های پیش خودشان را آراسته و مجهز کرده و لباس های فاخر پوشیده‏ و اسب های بسیار عالی سوار شده و شمشیرهای زرّین به کمر بسته بودند؛ بی‏اختیار خودشان را از روی اسب‌ها پایین انداختند و اسب‌ها را رها کردند.
هنوز از دروازه شهر بیرون نرفته بودند که جاسوس‌ها به مأمون خبر دادند اگر این روند ادامه پیدا کند، تو مالک حکومت نخواهی بود. از این رو سربازها به سمت امام آمدند و گفتتند: نه آقا! زحمتتان نمی‏دهیم، خواهش می‏کنیم برگردید. خلیفه خود نماز می‌خوانند.
آری نماز عید فطر که جزئی از کتاب الله و سنّت رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) بود؛ چنین بی محتوا و بی‏حقیقت شده بود. لذا امام رضا (علیه السلام) فرمود: من حاضرم نماز را بخوانم اما با روش جدم و پدرم، نه با روش جد و پدر تو.
و تمامی ما آرزوی آنرا داریم که روزی اینگونه به امامت امام زمانمان به نماز عید بایستیم، براستی آیا تحقق این آرزو نزدیک است، یا آنکه باید همچنان صبر پیشه کنیم و بار هجران بر دوش برکشیم؟


 (برگرفته از "حماسه حسینی" تألیف شهید استاد مطهری (با اندکی تلخیص و اضافات))
پاورقی ها:
1-
" خداوند برتر و بالاتر است، خداوند برتر و بالاتر است به‌خاطر آنکه ما را
هدایت فرمود و شکر تنها مخصوص اوست به‌خاطر نیکی که بر ما روا داشته است."
( قسمتی از تکبیر وارد شده در اعمال روز عید فطر)


ن : سمانه حسینی
ت : سه شنبه 89/8/11
<   <<   6   7   8   9   10   >>   >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

 
 
 
محمد بن حسن عسکری(عجل الله تعالی فرجه الشریف) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در 15 شعبان سال 255 هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری(علیه السلام)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس(نرگس) سلام الله علیها و از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.